یک اتفاق ساده ...

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

دلم می‌خواست شبی که می‌رفتی ...

اتفاقِ ساده‌ای می‌افتاد ...

راه را گم می‌کردی ...

فاخته‌ای کوکو می‌کرد ...

و کلیدی زنگار گرفته ...

از آشیانه‌ی خالیِ دُرناها ...

به زمین می‌افتاد ...

باران می‌گرفت ...

بیدار می‌شدم ...

بیدارت می‌کردم ...

و ادامه‌ی این خواب را ...

تو تعریف می‌کردی ...

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 11:57
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها